السيد موسى الشبيري الزنجاني
68
كتاب النكاح ( فارسى )
در روايت سكونى تعبيرى وارد شده كه در كلام آقاى خوئى ( ره ) مورد توجه قرار نگرفته ، در اين روايت قيد « و تركه صاحبه » ديده مىشود ، با توجه به اين قيد مواردى كه مالك اصلًا به غرق كشتى توجه نداشته يا به مالدار بودن خود يا در كشتى بودن مال آگاهى نداشته باشد ، داخل در موضوع روايت نيست . « 1 » 4 ) تقريب دقيق تر از كلام مرحوم آقاى خوئى - قدس سرّه ولى ما مىتوانيم تقريبى دقيق تر از كلام ايشان ارائه دهيم كه اشكال قبل بدان وارد نيايد ، در توضيح اين تقريب مىگوييم ، كشتى كه غرق مىشود سه مرحله براى آن متصور است : مرحله اول : هنوز كشتى هست تازه غرق گشته ، اميد مىرود كه دريا اموال را بيرون بريزد و مالكان اموال غرق شده - نوعاً - در صدد دستيابى به مال خود هستند و مثلًا با توسّل به غواص احتمال مىدهند كه بتوانند مال خود را با هزينهاى كه صرف كنند ، به چنگ آورند ، خلاصه نوع مردم هنوز از دستيابى به مال مأيوس نيستند . مرحله دوم : نوع مردم از دسترسى به مال مأيوس هستند ، ولى مالك داراى ويژگى خاصى است كه امكان دسترسى با هزينه كم براى شخص وى فراهم است مثلًا خودش غواص است ، يا با غواصها رفاقت دارد به گونهاى كه با خرج اندك ممكن است بتواند مال خود را بدست آورد . در اين دو مرحله مال در نظر عرف تالف بشمار نمىآيد . مرحله سوم : هيچ ويژگى خاصى در مالك نيست ، ولى مالك هنوز قطع اميد نكرده
--> ( 1 ) البته قيد « تركه صاحبه » در نقل ديگر روايت سكونى نيامده : عن الشعيرى ( كه همان سكونى است ) قال سئل أبو عبد الله عليه السلام عن سفينة انكسرت فى البحر فاخرج بعضها بالغوص و اخرج البحر بعض ما غرق فيها فقال : امّا ما اخرجه البحر فهو لاهله ، الله اخرجه و امّا ما اخرج بالغوص فهو لهم و هم احق به ( وسائل 25 : 455 / 32343 ، باب 11 از ابواب اللقطة ، ح 2 ) ولى چون اين نقل از جهت سند غير قابل اعتماد است ، نمىتواند تغييرى در نتيجه بحث ايجاد كند . ( استاد - توضيح استاد مدّ ظلّه - )